هر چند مرده ام، به امید کمی نفس

هر چند مرده ام، به امید کمی نفس
این نامه را برای مسیحا نوشته ام

اصلا قبول، دیر رسیدم سرکلاس
اما اجازه؟! مشق شبم را نوشته ام

عمریست روی تخته سیاه نگاه من
تصمیم...نه! که غیبت کبری نوشته ام

پشت در کلاس فقط گفته ای و من
از درس انتظار تو املا نوشته ام

جان مرا بگیر و بیا! من در این غزل
خود را برای روز مبادا نوشته ام

از عمق چشمهام تمام مرا بخوان!
من نامه ای بلند ولی ناتمام نوشته ام

زنگ کلاس ... بغض تو... موضوع انتظار
از جمعه های غم زده انشا نوشته ام

آقا ببخش! در ورق خیس زندگیم
خطم بد است و باز شما را نوشته ام
دیدگاه ها (۲)

در دفترم هزار معما نوشته امیعنی که باز نام شما را نوشته امخو...

در دفترم هزار معما نوشته ام، یعنی که باز نام شما را نوشته ام...

سلام بر نرگس چشم انتظارهادر دفترم هزار معما نوشته امیعنی که ...

مذهبی

در دفترم هزار معما نوشته ام،یعنی که باز نام شما را نوشته ...

ثانیه ها نوشته هایم را به دستت می‌رساند، زیبای من اشک ها اما...

سلام حضرت باران اجازه می خواهمو با اجازه تان شعر تازه می خوا...

《اولین قرار》pt1باورش نمیشد!چیزی که میدید واقعی بود؟دلش می‌خو...

ثانیهـ ها نوشتهایم را بـ دستتـ میرسانند ، زیبایـ منـ💛اشکـ ها...

فریاد استخوان هایم نشسته است در چشمهای به هرز رفته ام، اما ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط