☆عشق اجباری من✧

☆عشق اجباری من✧
P4
ویو جونگ کوک
داشتم با سورا حرف میزدم نمیدونم یهو چم شد نتونستم خودمو کنترل کنم داشتم بهش نزدیک تا جایی که سورا خورد به دیوار خیلی فاصلمون کم بود انقد که میتونستم نفسای گرمش و رو صورتم حس کنم
ویو سورا
فاصلمون خیلی کم بود دستاش و کنار سرم به دیوار تکیه داد صورتش و نزدیک تر آورد خیلی آروم لباشو رو لبام گذاشت بعد شروع کرد به م.ک زدن منم باهاش همراهی کردم پنج دقیقه گذاشت نفسامون به شدت تند میزد که لباشو از رو لبام برداشت
جونگ کوک: مرسی که باهام همکاری کردی بیبی گرل(نفس نفس)
سورا: (چیزی نگفت فقط زل زد به چشمای کوک)
جونگ کوک: چیه محو زیبایی چشمام شدی پرنسس؟(لبخند)
سورا:(خنده) 
ویو جونگ کوک
وقتی خندید ناخودآگاه لبخند زدم نمیدونم چم شده احساس میکنم دارم عاشقش میشم نه این اشتباهه این فقط یه قرارداده ولی من عاشقش شدم
ویو تهیونگ
حوصلم پوکیده بود این دختره سوها هم همش داشت تو اکسپلور میچرخید یهو گوشی سوها زنگ خورد اسم یه پسر بود قبل اینکه جواب بده گوشیو ازش قاپیدم و ریجکتش کردم
سوها: عه چیکار میکنی دیوونه گوشیمو بده(عصبی)
تهیونگ: بهتره بگی این کودوم خریه و باهات چیکار داره وگرنه حالا حالا ها گوشیو بهت نمیدم خانوم(جدی)
سوها: دوستمه بعدشم تو مگه چیکارمی هوم اصن به تو چه ربطی داره؟(عصبانی)
تهیونگ: محض اطلاع بنده شوهرتم و دوست ندارم زنم به جز من با هیچ پسر دیگه ای حرف بزنه مفهوم شد؟(چشم تو چشم با سوها)
سوها: آخه...
ویو تهیونگ
قبل اینه حرف بزنه به سمتش خم شدم و یه کیس مارک رو گردنش رفتم بعد ازش جدا شدم جای دندونام رو گردنش مونده بود
سوها: آیییی وحشی چته درد گرفت
تهیونگ: حالا دیگه رسماً مال منی دیگه حرف نباشه خانوم کوچولو این شماره هم از گوشیت پاک میشه(شماره رو پاک کرد و گوشیو داد به سوها)
ویو سوها
میخواستم جوابشو بدم که یهو...

☆☆☆☆☆☆☆☆☆

شرط: ۳۰ لایک ۱۵ بازنشر
دیدگاه ها (۲)

☆‌عشق اجباری من✧P3ویو نویسنده شام و خوردن همه تو سالن نشسته ...

☆‌عشق اجباری من✧P2ویو تهیونگ همه منتظر سورا ایستاده بودیم که...

☆‌عشق اجباری من✧P1ویو جونگ کوک داشتم مث هروز پرونده هارو چک ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط