گل زخمی پارت

گل زخمی پارت ۳

رفت منم بعدش رفتم پایین داشتن میرفتن -بای لیدی دستشو تکون داد و رفتن اون شب با پدرم دعوا کردم اونم بخاطر یه قمار مسخره منو بهش فروخت پسره ی هیز ولی با این همه هیزیش و عوضی بودنش واقعا جذابه قرار شد عروسی بیوفته چهار روز دیگه تا اون روز باید با این پسره الدنگ برا خرید عروسی برم اصلا حال خوبی نداشتم فردا باید حاضر میشدم و با اون پسر برا خرید میرفتم اول رفتیم پررو لباس عروس هر لباسی میپوشیدم یه ایرادی می‌گرفت -نه بازه اصلا بده نه اینم بازه بازم نه این آخرین لباس بود پوشیده بود و دامنش حسابی پر حجم بود و زیبا از اتاق پررو بیرون اومد
_________
داشتم برا خودم کت شلوار نگاه میکردم هی مجله رو ورق میزدم که کسی صدام زد آماده گیر دادن بودم ولی با دیدنش تو اون لباس عروس زیبا و گوگولی دهنم وا موند سر تا پاشو آنالیزم کردم +به خدا اگه بگی بده تو تنم جرش میدم -نه عالیه همین خوبه +خداروشکر
_____________
رفتم درش بیارم که موهام به زیپ پشتش گیر کرد دستم نمیرسید بازشون کنم رفتم سمت کوک پشتمو کردم بهش +موهام گیر کرده بلند شد دستایه سردشو به گردنم زد و یکی یکی موهامو باز کرد +تموم شد -نه هنوز برگشتم سمتش زل زده بود بهم +هی کجایی هو هو دستمو تکون دادم جلو چشش که به خودش اومد و دوباره چهرش سرد شد -برو لباستو عوض کن باید بریم رفتم لباسمو عوض کردم اومدم بیرون خواستم برم سمتش یهو یکی زد بهم داشتم میوفتادم که افتادم تو بغل کوک صورتم رفت نزدیک صورتش زل زدم تو چشماش

بستونه تا همینجا لایکا بالا ۲۰ تا بود میزارم
دیدگاه ها (۸)

گل زخمی پارت ۴سریع ازش جدا شدم +ممنون سریع از مغازه بیرون رف...

گل زخمی پارت ۴صبح از خواب بیدار شدم کاملا لخت بودم زیر دلم ح...

گل زخمی پارت ۲یه پاش رو رو اون یکی پاش انداخت و شروع کرد به ...

گل زخمی پارت ۱مثل همیشه با بی حوصلگی از خواب بیدار شدم تو بچ...

پارت ⁶ _ لطفا بهترین لباس عروس تون رو بیارید .! چشم آقا ، هم...

☆راند اخر☆part 6ات: کلویی میگم نو مگه قبلا دوست پسر نداشتیکل...

رمان عشق من واقعیه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط