به ارامی دستی روی شانه ام نشست
دلم لرزید
نکند رویم را برگردانم و اینبار هم تو نباشی میشود اینبار که چشمانم را باز میکنم اینبار بالاخره تو باشی میشود اینبار بدون ابرها بتابی؟
.

#عاشقانه
#دلسپرده
#دل_را_به_خدا_بسپار
دیدگاه ها (۱)

♡مهربان ترینِ مهربانان تو را سپاس،که روز دیگری عطایم کردی ت...

♡آسان نیستاز تمام دوست داشتنیهای دنیایت بگذریوجودت را قطره ق...

♡از تنگنای محبس تاریکیاز منجلاب تیره این دنیابانگ پر از نیاز...

تیغ ، روی دستم گذاشتم و کشیدم .دستم سوخت و خون تراوش کرد .با...

عش یا نفرت

دروغ شیرین چپتر بیست و یک شاید چون از توجهی که بهم داشتی لذت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط