دلم بدون تو غمگین و با تو افسرده است

دلم بدون تو غمگین و با تو افسرده است
چه کرده ای که ز بود و نبودت آزرده است 

به عکس های خودم خیره ام، کدام منم؟
زمانه خاطره های مرا کجا برده است

 چه غم که بگذرد از دشت لاله ها توفان
که مرگ دلخوشی غنچه ها پژمرده است 

اگر سقوط بهای بلند پروازیست
پرنده ی دل من بی سبب زمین خورده است 

از این به بعد به رویم در قفس مگشای
چرا که طوطی این قصه پیش از این مرده است  

فاضل نظری
دیدگاه ها (۲)

آمدم یک بار دیگر قد رعنایت ببینم پرده از رویت بگیرم چشم شهلا...

سرم سنگینی حرفی را داردکه توان گفتنم نیستزبانم دنبال فرصتیو ...

پسر سرزمینم دلگیر نشو از نبودن روز پسر در تقویم،تو از کودکی ...

برایتان دعا میکنم دستتان در دست او که دوستش دارید.. گره بخو...

دلم بدون تو غمگین و با تو افسرده استچه کرده ای که ز بود و نب...

دلم بدون تو غمگین و با تو افسرده استچه کرده ای که ز بود و نب...

دلم بدون تو غمگین و با تو افسرده استچه کرده ای که ز بود و نب...

دلم بدون تو غمگین و با تو افسرده استچه کرده ای که ز بود و نب...

دلم بدون تو غمگین و با تو افسرده استچه کرده ای که ز بود و نب...

دلم بدون تو غمگین و با تو افسرده استچه کرده ای که ز بود و نب...

دلم بدون تو غمگین و با تو افسرده استچه کرده ای که ز بود و نب...

دلم بدون تو غمگین و با تو افسرده است چه کرده ای که ز بود و ن...

دلم بدون تو غمگین و با تو افسرده استچه کرده ای که ز بود و نب...

دلم بدون تو غمگین و با تو افسرده استچه کرده ای که ز بود و نب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط