تولدم
تولدم
بهانه اےشد براے از
مادر نوشتن ...
مادرے که خدا را در نگاهِ او
به جا آوردم !
زنے که خیر ندیدۀ
عــــشق بود
اما دست نمے شست از
ذات ِ عشقے که در دلش
ریشه دوانده بود !
همان مادرے که
چشم ِعشقش همیشه
پر آب بود
اما
عشق را به کودکش
هدیه مےداد تا
آبروے خدا نریزد
پیش ِ چشم دنیایے که دل
سپردۀ هوس است..
مادرم !
این تولد ،
قبل از من مبارکه توست ...
تویےکه جز قلب مهربانت ،
به هیچ کجاےزندگی بدهکار نیستم ...!
بهانه اےشد براے از
مادر نوشتن ...
مادرے که خدا را در نگاهِ او
به جا آوردم !
زنے که خیر ندیدۀ
عــــشق بود
اما دست نمے شست از
ذات ِ عشقے که در دلش
ریشه دوانده بود !
همان مادرے که
چشم ِعشقش همیشه
پر آب بود
اما
عشق را به کودکش
هدیه مےداد تا
آبروے خدا نریزد
پیش ِ چشم دنیایے که دل
سپردۀ هوس است..
مادرم !
این تولد ،
قبل از من مبارکه توست ...
تویےکه جز قلب مهربانت ،
به هیچ کجاےزندگی بدهکار نیستم ...!
- ۵۸۵
- ۰۱ شهریور ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط