𝑨 𝑪𝒂𝒔𝒆 𝑪𝒂𝒍𝒍𝒆𝒅 𝑳𝒐𝒗𝒆
𝑨 𝑪𝒂𝒔𝒆 𝑪𝒂𝒍𝒍𝒆𝒅 𝑳𝒐𝒗𝒆
Part 27
یک هفته بعد
اِما بالاخره از بیمارستان مرخص شد
جونگکوک وسایلش رو جمع کرده بود و منتظر بود تا دکتر اجازه رفتن بده
جین هم برای دیدن اِما اومده بود
دکتر بعد از بررسی آخرین آزمایش ها رو به اِما کرد
دکتر:از نظر جسمی وضعیتت بهتر شده ولی باید برای ادامه درمان و وضعیت روحیت هم پیگیری داشته باشی
اِما آروم سرش رو تکون داد
بعد از رفتن دکتر جونگکوک کیفش رو برداشت
جونگکوک:آماده ای بریم خونه
اِما:آره
وقتی از اتاق بیرون اومدن جین هم همراهشون رفت
جلوی ماشین جونگکوک ایستاد و به خواهرش نگاه کرد
جین:اگه چیزی لازم داشتی باهام تماس بگیر
اِما:حتما
جین:و اِما
اِما:بله
جین:لازم نیست وانمود کنی که حالت خوبه فقط چون از بیمارستان مرخص شدی
اِما چند لحظه بهش نگاه کرد
اِما:سعی میکنم
جین سرش رو تکون داد
جین:همین کافیه
اِما سوار ماشین شد و قبل از بسته شدن در دوباره به جین نگاه کرد
اِما:آقای کیم
جین:بله
اِما:ممنون که تا اینجا کنارم بودید
جین:هنوز کارم با تو تموم نشده
اِما با تعجب نگاهش کرد
جین لبخند کوتاهی زد
جین:منظورم اینه که هنوز باید مطمئن بشم حالت بهتر میشه
اِما برای اولین بار خندید
خیلی کوتاه بود اما جین بعد از تمام اون روزهای سخت بالاخره خنده اش رو دید
ماشین حرکت کرد و جین تا وقتی از دیدش خارج شد همونجا ایستاد
چند دقیقه بعد گوشی اش زنگ خورد
همکار:رییس کیم جلسه دادگاه مینجه برای هفته آینده تعیین شده
جین:مدارک کامله
همکار:بله همه گزارش ها آماده است
جین:خوبه این بار باید پرونده رو به نتیجه برسونیم
تماس رو قطع کرد و به سمت ماشینش رفت
هفته آینده قرار بود اِما دوباره با گذشته اش روبه رو بشه
اما این بار قرار نبود تنها وارد اون اتاق بشه
#فیک #jungkook #namjoon #jhope #jimin #suga #jin #teahyung #fike #bts #fake #Music #Favorites #Jennie #Lisa #Rose #Jisoo #Blackpink #BTS #Jungkook #V #Jimin #Jin #hope #RM #Suga
Part 27
یک هفته بعد
اِما بالاخره از بیمارستان مرخص شد
جونگکوک وسایلش رو جمع کرده بود و منتظر بود تا دکتر اجازه رفتن بده
جین هم برای دیدن اِما اومده بود
دکتر بعد از بررسی آخرین آزمایش ها رو به اِما کرد
دکتر:از نظر جسمی وضعیتت بهتر شده ولی باید برای ادامه درمان و وضعیت روحیت هم پیگیری داشته باشی
اِما آروم سرش رو تکون داد
بعد از رفتن دکتر جونگکوک کیفش رو برداشت
جونگکوک:آماده ای بریم خونه
اِما:آره
وقتی از اتاق بیرون اومدن جین هم همراهشون رفت
جلوی ماشین جونگکوک ایستاد و به خواهرش نگاه کرد
جین:اگه چیزی لازم داشتی باهام تماس بگیر
اِما:حتما
جین:و اِما
اِما:بله
جین:لازم نیست وانمود کنی که حالت خوبه فقط چون از بیمارستان مرخص شدی
اِما چند لحظه بهش نگاه کرد
اِما:سعی میکنم
جین سرش رو تکون داد
جین:همین کافیه
اِما سوار ماشین شد و قبل از بسته شدن در دوباره به جین نگاه کرد
اِما:آقای کیم
جین:بله
اِما:ممنون که تا اینجا کنارم بودید
جین:هنوز کارم با تو تموم نشده
اِما با تعجب نگاهش کرد
جین لبخند کوتاهی زد
جین:منظورم اینه که هنوز باید مطمئن بشم حالت بهتر میشه
اِما برای اولین بار خندید
خیلی کوتاه بود اما جین بعد از تمام اون روزهای سخت بالاخره خنده اش رو دید
ماشین حرکت کرد و جین تا وقتی از دیدش خارج شد همونجا ایستاد
چند دقیقه بعد گوشی اش زنگ خورد
همکار:رییس کیم جلسه دادگاه مینجه برای هفته آینده تعیین شده
جین:مدارک کامله
همکار:بله همه گزارش ها آماده است
جین:خوبه این بار باید پرونده رو به نتیجه برسونیم
تماس رو قطع کرد و به سمت ماشینش رفت
هفته آینده قرار بود اِما دوباره با گذشته اش روبه رو بشه
اما این بار قرار نبود تنها وارد اون اتاق بشه
#فیک #jungkook #namjoon #jhope #jimin #suga #jin #teahyung #fike #bts #fake #Music #Favorites #Jennie #Lisa #Rose #Jisoo #Blackpink #BTS #Jungkook #V #Jimin #Jin #hope #RM #Suga
- ۶۹۹
- ۱۷ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط