ترسم به عهد خویش نپایی و بشکنی

ترسم به عهد خویش نپایی و بشکنی



آن دل که از منش به تمنا گرفته‌ای


#اطهری_کرمانی



‌‎
دیدگاه ها (۸)

دل من پیرو عشــــق است و من اندر پی دلعشـــق، سلطان دل و دل ...

در حضورت فراموش می کنمهر چه قلم و دفتر رانبودن ات بودکهمرا ش...

آخرین برگ سفرنامه باران این است کهزمین چرکین است #است...

من از میانِ قفس هم جوانه خواهم زدو از ورایِ هبوطم ، طلوع خوا...

پیر توشدم ای دل وقت ان مرا به جوانی برگردان ی

من آن شمعم که با سوز دل خویشفروزان می کنم ویرانه ای رااگر خو...

ای ز سودای تو دل شیدا شدهزآتش عشق تو آب ما شدهعاشقان در جست ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط