دیگه نمیدونستم چطوری به خانوادم بگم من زن میخام و دیگه بز

دیگه نمیدونستم چطوری به خانوادم بگم من زن میخام و دیگه بزرگ شدم...













پا شدم کولرو خاموش کردم
بابام اومد ماچم کرد گفت: حالا یه مرد شدی
وقته زن گرفتنته...

کلید اسرار : پسر شجاع
#بانمک_طنز
دیدگاه ها (۱)

#بانمک_طنز

#بانمک_طنز

ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﺑﻐﻠﯿﻤﻮﻥ ﻟﺒﺎﺱ ﺯﯾﺮ ﻓﺮﻭﺷﯽ ﺩﺍﺷﺖ ﺑﻬﺶ ﻣﯿﮕﻔﺘﻦممد ﺷُﺮﺗﯽ !ﺑﻨﺪﻩ...

#بانمک_طنز

شروع رمان پایان خوش داستان من#part_1#پایان_خوش_داستان_مندرود...

قتل عاشقانه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط