سلامتی اون دختری ک موقع عقد به جای اینکه بگه با اجازه بزر

سلامتی اون دختری ک موقع عقد به جای اینکه بگه با اجازه بزرگترا
گفت با اجازه ی عشقم ک نذاشتن بهش برسم…
*
*
بعد چشمتون روز بد نبینه دوماد چنان کوبید تو صورتش
که صدا آب هویج داد عقدشم نکرد . . .
مادرشوهر و خواهرشوهرشم گیساشو کندن
چون جلو فامیلا آبروشون رفته بود . . .
و اما بابای عروس با کمربند افتاد به جونش
تا جایی که جا داشت زد سیاه و کبودش کرد . . .
الانم طفلک ترشیده هیچکسم نمیاد بگیرش !
باباشم نمیذاره از خونه بره بیرون !
عشقشم الان دوتا بچه داره و زنشم خعلـــــــــــــــــتی دوس داره !!
دیدگاه ها (۵)

سلامتي اون دختري ک موقع عقد به جاي اينکه بگه با اجازه بزرگتر...

. سلامتی اون دختری ک موقع عقد به جای اینکه بگه با اجازه بزرگ...

سلامتی اون دختری ک موقع عقد به جای اینکه بگه با اجازه بزرگتر...

سلامتي اون دختري ک موقع عقد به جاي اينکه بگه با اجازه بزرگتر...

سلامتی اون دختری ک موقع عقد به جای اینکه بگه با اجازه بزرگتر...

به سلامتی اون دختری که موقع عقد بجای اینکه بگه با اجازه بزر...

سلامتی اون دختری ک موقع عقد به جای اینکه بگه با اجازه بزرگتر...

به سلامتی اون دختری که موقع عقد بجای اینکه بگه با اجازه بزرگ...

سلامتی اون دختری ک موقع عقد به جای اینکه بگه با اجازه بزرگتر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط