خاموش شدی در من ، درست مثل سیگاری نیمه که پرت کرده باشند

خاموش شدی در من ، درست مثل سیگاری نیمه که پرت کرده باشند میان جوی ! . . این سیگار که در دست من است ، می سوزد و صدایش در نمی آید ؛ درست مثل خود من در تو، برای داغ کردن دستی که خوبی میکند ! ... ﺷﺎﻳﺪ ﻓﺮﺩﺍ ﮐﻪ ﻣﻦ ﻧﺒﺎﺷﻢ ﺍﺯﺭﻭﯼ ﻫﻤﻴﻦ ﻫﺎ ﺑﻔﻬﻤﯽ ﭼﻘﺪﺭ ﺩﻭستت ﺩﺍﺷﺘﻢ !
دیدگاه ها (۵)

مــن ، بــه سـوخــتن .. عـــــادت دارم ! کبــــریــت را .. ب...

پایان زمستان ، بهاری است با شمایل باد که بر لب بام ها جان می...

در زندگی دیگر ( دوباره مرا پیدا کن ) پارت هفتم : صداهایی مان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط