همه دانند برایم همه دنیا شده ...

همه دانند برایم، همه دنیا شده ای
بین صد رهزن دل، در دل ما جاشده ای

دلبری را ز که آموخته ای مونس جان
دلبران پیش توچون رود، تودریاشده ای

در شگفتم که تو از بین همه مدعیان
دل به من داده ای و هم نفس ماشده ای

نتوانم که کنم وصف کمالات تو را
آنچه خوبان همه هستند تو یکجا شده ای.
دیدگاه ها (۲)

با همین دست، به دستان تو عادت کردماین گناه است ولی جان تو عا...

گفتمش گرمی آغوش تو غوغا دارد گفت فریاد نگاهم همه را وا دارد ...

بگذار تا ببوسمت ای نوشخند صبحبگذار تا بنوشمت ای چشمه ی شرابب...

‌ تقصیر دلم بود که چشمان تو را خواستاین سر به هوا مثل خودم ع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط