‌ وارد مسجد شدی, چشمت نمازم را شکست...

‌ وارد مسجد شدی, چشمت نمازم را شکست...
قبله ی جانم شدی, عشقت نیازم را شکست...
همچو خشخاشی شدی, معتاد چشمانت شدم
این چنینم اعتیادی قفل رازم را شکست....
دل گرفتارت شده بیداد از این دلداگی
مرغ آواز نگاهت, ناز سازم راشکست...
تو شدی سجاده ی عشقم, سجودم در توشد...
وارد مسجد شدی, چشمت نمازم را شکست...
دیدگاه ها (۱۳)

وقتی برای تو می‌نویسم از همه‌ی اتفاقات اطرافم بی‌خبر می‌شوم ...

وقتی دلم به سمت تو مایل نمی‌شودباید بگویم اسم دلم، دل نمی‌شو...

کاش چون دریا جهانی رو به ساحل داشتمبگذریم از آرزوهایی که در ...

باید هر لحظه و هر ثانیه تقدیر شوی نه که افسرده ز دست بد تقدی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط