زل زدی به اندامم

زل زدی به اندامم
انگار نه انگار !
چشم به نگاه هرزه ات دوختم
بی ملاحظه بی ترس
گفتم نگاه ،گفتی بوسه
گفتم آغوش، گفتی بستر
دل بردی، دل باختم
من عشق، تو تجربه
من درد ،تو سرد
زل زدم زل زدی
من به تو ،تو به او !
بی ملاحظه بی ترس
انگار نه انگار..
__________________
دیدگاه ها (۳)

موضوع وقتی اسمش رو تتو میزنی . **جین:**جین با تعجب پرسید: «ا...

#عاشقانه تقدیم زندگیم💕به سرمـ زد ، که "تو" را پاکــ کنمـ از ...

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و... p18ات. تو.... تو اونو ک...

پارت 23 رمان 🤍عشق مدرسه ای 🤍که هیون اومد و رفت همه اتاق هارو...

پارت شانزدهم چشم‌هاش پر از خواهش و یه حسِ شیرینِ عاشقی بود....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط