عاشقی در کوی دل

عاشقی در کوی دل
حال پریشان می دهد
چشم خشکیده به راهم،
بوی باران می دهد
#شهزاد
دیدگاه ها (۷)

اگر گل می شد هر خاری در این آزار و بیماری در این گرداب سر در...

من از عصیان لو رفته ی یک بغض و یک درد من از ابری باران خورده...

پاییز غمم برگ به برگم متلاشیسیلاب جنونم اگر ای عشق نباشیپایی...

تاریک تر از ظلمتفریاد تر از معنایک گوشه از این تردیدکُنج غُص...

به وقت بامداد ۱۴۰۵/۵/۱ و باران دل انگیز وسط تابستونو بوی مطب...

✅ آوازخوانی شهروند یزدی در راسته بازار یهودیان یزدمَن کجا با...

غزل از چشم تو فواره‌کنان می‌آیدمِی ز لبخند تو در ساغر جان می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط