برف باریده بر این جاده و جایت خالیست

برف باریده بر این جاده و جایت خالیست
دست در دست من اما رد پایت خالیست

روی این جاده ی یخ بسته ی بی مقصد آه
چقدر جاذبه ی گرم صدایت خالیست

امتدادیست پر از برف و پر از دلتنگی
جای نجوای تو و زمزمه هایت خالیست

آسمان صاف و زمین سرد و درختان سرسبز
جاده از بوی دل انگیز هوایت خالیست

گرچه با فوجی از احساس قشنگم اما
سطر سطر دلم از حرف و هجایت خالیست

ای که گرمای تنت حسرت شبهای من است
کلبه ی شعر و غزل نیز برایت خالیست
دیدگاه ها (۱۶)

اسم زیبایت قرارش بین این اشعار نیستقلب تو درگیر اما مثل من ب...

لبخند تو عشق است ولی با همگان نه ...با ما به از این باش ؛ ول...

تو که مقصد بشوی، رنج سفر شیرین استطعم لبخند ملیحت چقدر شیرین...

غزل بهانه میشود , که با تو گفتگو کنمبرای درد دل فقط به شعر و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط