رابطه سوخته (Burnt relationship ) ༺༻

رابطه سوخته (Burnt relationship ) ༺༻
part ²¹
✓ سلام عمو شو
¥سلام پسرم
( شو میون صاحب رستورانیه ک اونا رفتن
یونگی هروقت صبحا میرفت سرکار سر راه میرفت و اونجا توی همون رستوران غذا میخورد با اینکه اون خیلی پولدار بود و مثل بقیه باید میرفت رستوران های گرون قیمت غذاهای گرون میخورد اما اون اینجوری نبود اون همیشه رستوران هایی رو انتخاب میکرد ک طعم غذای خونگی میداد عمو شو هم براش رامیون های خوشمزه و انواع سوپ های گرم و تو زمستون درست میکرد تقریبا میشه گفت چهار ساله ک همو میشناسن)
♡سلام
¥سلام دخترم
¥بفرمایید بشینین
✓عمو شو میشه از همون همیشگی برامون بیارین
¥*خندیدن *بله چرا نمیشه الان براتون میپزنم
✓ممنون
♡شما ایشونو میشناسین؟
✓ اووم اون یکی از کساییه ک با غذاهاش بهم روحیه میده
خیلی مرد مهربونیه من بعضی مواقع میام و اینجا غذا میخورم غذاهاش فوق العاده گرم و خوشمزست
♡اها
عمو شو غذاها رو برامون آورد
¥بفرمایید اینم از جاجانگ میون خوشمزه برای شما
✓ممنون عمو شو*لبخند*
♡ممنونم*لبخند*
¥خواهش میکنم.... بخورین تا سرد نشده
♡چشم
¥*لبخند*چ دختر خوشگلی.... اسمت چیه دخترم؟
♡من جه هوآ هستم
¥عا الان فهمیدم احتمالا دوست دختر یونگی هستی مگ نه؟
♡عا.. ن.. نه. اینطور....
دیدگاه ها (۰)

رابطه سوخته (Burnt relationship ) ༺༻part ²² یونگی نذاشت حرفم...

مرسی عسلم🦋🧡

رابطه سوخته (Burnt relationship ) ༺༻part ²⁰چند دیقه وایستادی...

مرصی ازت🦋🥺

چندپارتی:وقتی د**س**ت ب**ز**ن داشت و...pt³جونگ کوک روی مبل ن...

عاشقانه ای در دهه ۵۰پارت ۶۳ویو راوی فردای اون روز تهیونگ دوب...

فیک { من کی هستم؟ } 𝗉.𝟣𝟣ویو لونا :یک میز انتخاب کردیم و نشست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط