با این که گرفته رنگ غم بال وپرم

با این که گرفته رنگ غم بال وپرم

ای کاش به سمت بیکران ها بپرم



باید بروم که آسمان منتظر است



من شاعرم و اسیر جایی دگرم...
دیدگاه ها (۱)

من سر به تنم زیاد بود از اول شالوده ام از تضاد بود ...

آن یار که عهد دوستداری بشکست می رفت و منش...

عمریست که من به سقف کوتاه خودم آویخته ام چراغی از آه خودم...

چرا از مرگ می ترسید ؟چرا زین خواب جان آرام شیرین روی گردانید...

باباجونم«می‌پرسم از این شب‌های بی‌سحر:این دل که تنگ است، به ...

فکر می‌کنم زندگیِ همه‌ی ما، یک جایی پر شده از «ای #کاش»هایی ...

فردا فردا کردن

«گاهی باید از تمام هیاهوی زندگی فاصله گرفت…قدم به کوه گذاشت،...

🔸در انتظار بارانم؛نه برای خیس شدنِ خیابان،برای آن لحظه‌ایکه ...

ظاهرم آرام است...اما درخودم سرگردانمجایی میان ماندن و رفتنمی...

رها🦋 ظاهرم آرام است...اما درخودم سرگردانمجایی میان ماندن و ر...

آخرینمثل حبیب بن مظاهر در دلش شوق شهادت داشتچشمان اقیانوسی ا...

گاهی آدم خسته نیست...فقط دیگه توانِ ادامه دادن نداره.بعضی آد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط