کودکم عاشق ِ چشم شکلاتی شده ام

کودکم عاشق ِ چشم شکلاتی شده ام

پا زمیـــن کوب ِ لب آب_نباتی شده ام

بس کــه ایـن عشق درآورده بــه زانـــو من را

چند وقتی ست که دلبسته ی ِ تاتی شده ام

حالی ام نیست فقط دست تو را می خواهم

گم در این شهر شلوغ قر و قاطی شده ام....

یک کلام...قربون چشمات برم..
فدای تب کردن هات..تبت تو تنم
دیدگاه ها (۱)

خورشید سوزانم سلام صبحت بخیر...دنیام..عشقم..صبحت بخیر

دو عدد قرص در آن چشم سیاهت داریمافیای ژلوفن هم به خدا مثل تو...

وقتی موهایت روی صورتت می افتند..حتما دلشان برای دیدن چشمهایت...

دنیا کوچک است..ما عمر زیادی نمیکنم..توی همین کوچکی.توی همین ...

Chapter Seven, part ³⁰معاینه طبیب دربار تموم شد و فرمانده و ...

پارت ۳۰"نههه بچم، بچمو از زیر دست و پا نجات بدین!"صدای کوبید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط