『 #Dark Fantasy Romance 』

『 #Dark Fantasy Romance 』
The Scarlet Cure
━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━
پارتـ.ـ³⁵

جونگ‌کوک سنگینیِ تمامِ وزنش را روی دیوار انداخت. رگ‌های بنفش‌رنگ و تیره از زیر یقه‌ی لباسش بالا آمده و تا روی فکِ تراشیده‌اش کشیده شده بودند.
الوآ به چهره‌ی درهم‌رفته‌ی پادشاه زل زد. دستش که روی بازوی زره‌پوشِ جونگ‌کوک قرار داشت، لرزشِ خفیفِ عضلاتِ او را حس می‌کرد.
الوآ نگاهی سریع به انتهای راهرو انداخت. جیمین و تهیونگ ورودیِ دالان را مسدود کرده بودند تا هیچ نگهبان یا جاسوسی متوجهِ افتادنِ پادشاه نشود.
الوآ بدون اینکه تردید کند، شانه به شانه‌ی جونگ‌کوک داد و دستِ او را دور شانه‌ی خودش انداخت:
— راه بیفت جئون... قبل از اینکه کسی این جنازه‌ی غرورآفرینت رو ببینه باید برسیم به برج.
جونگ‌کوک نیشخندِ تلخ و پر دردی زد، اما اعتراضی نکرد. سنگینیِ بدنش را روی الوآ انداخت و با گام‌هایی نااستوار همراه او راه افتاد.
وقتی بالاخره واردِ اتاقِ برج شدند و درِ سنگین با صدای بم بسته شد، جونگ‌کوک خودش را روی صندلیِ چرمیِ کنارِ شومینه انداخت. سرش را به پشتیِ صندلی تکیه داد و چشمانش را از شدتِ درد فروبست. رگ‌های گردنش طوری برجسته شده بودند که انگار خطوطی از آتش زیر پوستش جریان داشت.
الوآ آستینِ پیراهنِ تیره‌اش را بالا زد.
الوآ خنجرِ ظریفی را که جونگ‌کوک به او داده بود از غلاف بیرون کشید. نوکِ تیزِ آن را روی پوسته ظریفِ مچِ دستِ خودش گذاشت و خراشِ کوتاهی ایجاد کرد. قطراتِ سرخ و غلیظِ خون روی پوستِ سپیدش ظاهر شدند.
الوآ مچِ دستش را جلو برد و درست برابرِ لب‌های خشکیده و لرزانِ جونگ‌کوک نگه داشت.
جونگ‌کوک چشمانش را باز کرد. نگاهِ تیره‌اش ابتدا به خونِ جاری روی دستِ الوآ و سپس به چشمانِ استوارِ دختر افتاد. او دستش را بالا آورد و با تحسینی نایاب و لمسی بسیار آرام، پشتِ دستِ الوآ را گرفت—نه برای دریدن، بلکه با احتیاطی که از یک پادشاهِ بی‌رحم بعید بود.
جونگ‌کوک با صدایی خشن و پچ‌پچ‌وار زمزمه کرد:
— تو امشب توی تالار شاهکار کردی پرنسس...
الوآ بی‌آنکه نگاهش را بدوزد، با لحنی شمرده پاسخ داد:
— شاهکارم رو با مردنِ امشبت خراب نکن. بخورش جئون... ما هنوز کارای ناتمومِ زیادی با ملکه داریم.
جونگ‌کوک لب‌هایش را روی مچِ الوآ گذاشت و نخستین قطره‌ی خون را بلعید. جادوی پادزهر فوراً شروع به سوزاندنِ زهر کرد و آرامشِ سنگینی به رگ‌های سوزانش بخشید، در حالی که چشمانش همچنان روی الوآ قفل شده بود...
ادامه دارد...

#TheScarletCure #DarkFantasyRomance #JeonJungkook #JungkookFanfiction #EluaVoltaire #JKFF #EnemiesToLovers #DarkRomance
دیدگاه ها (۵)

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

『 #Dark Fantasy Romance 』 The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پ...

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط