ابریست چشم پنجره باران گرفته است
ابریست چشم پنجره باران گرفته است
ای گل تو نیستی دل ایوان گرفته است
تنها به شوق توست اگر نرده ی تراس
بر دست خویش اینهمه گلدان گرفته است
باغ پر از گلی شده ایوان روبرو همسایه بی گمان سروسامان گرفته است
تنها منم که خانه ام از دوری بهار عمریست رنگ و بوی زمستان گرفته است
برگرد تا گل از گل این خانه بِشکُفَد وقتی تو نیستی دل ایوان گرفته است...
امید وارم خوب شده باشه شعری از خودم.
ای گل تو نیستی دل ایوان گرفته است
تنها به شوق توست اگر نرده ی تراس
بر دست خویش اینهمه گلدان گرفته است
باغ پر از گلی شده ایوان روبرو همسایه بی گمان سروسامان گرفته است
تنها منم که خانه ام از دوری بهار عمریست رنگ و بوی زمستان گرفته است
برگرد تا گل از گل این خانه بِشکُفَد وقتی تو نیستی دل ایوان گرفته است...
امید وارم خوب شده باشه شعری از خودم.
- ۹۲
- ۲۴ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط