پایگاه عشق:)

پایگاه عشق:)
[ پارت ⁸ ]
انجز اینا هم استایل اته که داشت میرفت به کافه ... با ماسک البته؛
بعد از رسیدن به کافه ، روی یکی از صندلی های کنار پنجره که خالی بود نشستم ..
نگاهی به منو کافه کردم .. بعد از انتخاب کردن سفارشم گارسون رو صدا زدم ..'
ات: ببخشید گارسون
گارسون : بفرمایید .. چی میل دارین ؟.. '
ات: لطفا یه چیزکیک و لاته ..
گارسون: چشم ..
بعد از ⁵ مین اومدن سفارشام .. شروع کردم به چشیدن طعم لاته‌ام ...
به خونه‌ی برگشتم .. کسی نبود ..
ات: هعییی کسی نیستت؟
یونگی: ما اینجاییم
ات: کجاییننن؟
یونگی: پشت بوممم
ات: باشهه الان لباسمو عوض میکنم میام ..
★★★★★★★★★★★★★★
ات: من اومدممم بدون من خوشگذرونیییی؟
جیمین: خوو بیرون بودیی ..
ات: الان دارین چیکار میکنین؟
جین: قائم موشک 🗿
ات: مگه بچه این کیومرثا؟🗿
جین: کوک گف🗿
ات: جونگکوک بچه‌س هر چی گفت باید گوش کنین؟🗿
جین: چمدونم 🗿
نامجون : هفففف ول کنین بازی کنینننننن





تو یه روز دو تا پارت واقعااا دس داره🗿🛐
دیدگاه ها (۶)

خببب اومدم یه اعلامیه بدم..'دلیل اینکه ۲ روزه پست جدید نزاشت...

خداحافظ‌ هاپو کوچولو:)🖤امیدوارم اون بالا بالاها آروم بخوابی ...

پایگاه‌عشق:)[ پارت ⁷ ]۳ روز بعد از اجرا ..برای خوردن صبحانه ...

پایگاه عشق:)[ پارت ⁵ ]بعد ازوخوردن صبحانه هر کدوممون به اتاق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط