بدنم موج برمیدارد روی دریای خیالت

بدنم موج برمیدارد روی دریای خیالت
کوبانده می شوم به ساحل تنهایی و شن های داغ خواستن
تو را درخود فرو می کشند و کفم بریده می شود از شوق شیدایی !
دیدگاه ها (۳)

کاش میشد بچگی را زنده کردکودکی شد،کودکانه گریه کردشعر ” قهر ...

تو را سفید می نویسم که ازدحام تمام رنگ هاستو عاشقانه می خوان...

عشق‌های این روزها،مثل رد پایی روی شن‌های ساحل‌اند؛زیبا، اما ...

«در نگاهت، تمامِ جهان‌هایِ گم‌شده را یافتم، در لبخندت، میانِ...

مردی در ساحل...[پارت پنجم]روز بعد...از صبح، آسمان ابری بود.ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط