ای دل نگفتمت که به چشمش نظر مکن

ای دل نگفتمت که به چشمش نظر مکن

کز غم چنان شوی؛ که نبینی به خواب، خواب

خواجوی کرمانی

خاطرات..
دیدگاه ها (۲)

هم در به دری دارد و هم خانه خرابیعشق است و مزینّ به هنرهای ز...

مرغ دل مــا را که به کس رام نگرددآرام توئی، دام توئی، دانه ت...

خرم آن‌کس که در این محنت‌گاهخاطری را سبب تسکین استپروین اعتص...

تو مثلِ حاصلِ کارِ کمال المُلکِ نقاشیولی من خط خطی هایِ کجِ ...

ای غایب از نظر به خدا میسپارمت

یوسف گم‌گشته بازآید به کنعان غم مخورکلبهٔ احزان شود روزی گلس...

ای مرگ! چه بسیار موجب جداییاجباری می شوی، چرا که برایِمن هیچ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط