امانت
****** امانت *******
جرم زادن , ای عزیزان مردن است _
ره به سویِ دارباقی بردن است _
اززمانِ نطفه تا هنگامِ مرگ *
کم کم و هم نمنَمَک جان دادن است *
بهترین راهِ گریز از درد و رنج_
راهِ صدساله , شبی پیمودن است_
گر شکفته غنچه درباغ و چمن *
خونبهایش , عاقبت پژمردن است *
در کشاکشهایِ دورانِ حیات _
خونِ دل از این زمانه خوردن است _
عادتِ دیرینِ این گردونِ دون *
گه نوازش , گاه هم آزردن است *
آمدی مانندِ توریست , ای عظیم _
کِی جهانگردی به قصدِ ماندن است _
جسمِ ما از آب و خاکست عاریه *
این امانت را , چنین پس دادن است *
=============================
شاعر= عبدالعظیم عربی _ بندرماهشهر
بندر امام
جرم زادن , ای عزیزان مردن است _
ره به سویِ دارباقی بردن است _
اززمانِ نطفه تا هنگامِ مرگ *
کم کم و هم نمنَمَک جان دادن است *
بهترین راهِ گریز از درد و رنج_
راهِ صدساله , شبی پیمودن است_
گر شکفته غنچه درباغ و چمن *
خونبهایش , عاقبت پژمردن است *
در کشاکشهایِ دورانِ حیات _
خونِ دل از این زمانه خوردن است _
عادتِ دیرینِ این گردونِ دون *
گه نوازش , گاه هم آزردن است *
آمدی مانندِ توریست , ای عظیم _
کِی جهانگردی به قصدِ ماندن است _
جسمِ ما از آب و خاکست عاریه *
این امانت را , چنین پس دادن است *
=============================
شاعر= عبدالعظیم عربی _ بندرماهشهر
بندر امام
- ۴۸۳
- ۲۱ شهریور ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط