عشق مریضی واگیر دار
💜 عشق مریضی واگیر دار 🤍✨
ادامه یpart 26🤍✨
جین: چته یوناااا
یونا: باید گروهمون اسم داشته باشه چیکار کنیم حالا ما ک اسمی انتخاب نکردیم
جین: جدیییی واییی خدا مرگم بدهههه( خدانکنهههه ععععع) جیغغغ
یونا: حالا چیکار کنیممم
جین: بیا از بچه ها کمک بگیریم
بچه ها ک منتظر بودن ببینن قراره کی برنده بشه تقریباً نزدیک ما وایستاده بودم
یونا: داداشیییی باید گروهمون اسم داشته باشه ولی ما اسم انتخاب نکردیم چیکار کنیم
ته: وایسا الان درستش میکنم رفت پیش بچه ها و دور هم جمع شده بودن حرف میزدن منم داشتم سکته میکردم الان بد ک نوبت ما بشه ک تهیونگ اومد
ته: یونا اسم گروهتون جیناس بگو جینا اوکی
یونا: خوب چرا جینا چی هست اصن معنیش چیه
ته: حالا تو بگو بعد بهت میگم
یونا : اوکییی
نوبت ما شد و اومدن جلوی میز ما وایستادن
ج: خوب خوب ببینین کیا اینجان کیم سوک جین و کیم یونا خوب بچه ها اسم گروهتون ؟؟
جین ب من نگا کرد منم سریع گفتم
یونا: جینا اسم گروهمون جیناس
ج: آها اوکی خب ببینیم چیکار کردین
جین دم گوش یونا
جین: حالا این جینا چی هست اصن از کجات آوردی
یونا: نمیدونم والا بچه ها انتخاب کردن ب منم گفتم بگم فقط وقت نشد بفهمم چه خبره
ج: اومممم بچه ها چقد خوش مزه شده این غذاااا آفرین واقعا عالی بود
یونا: ممنون 😊
جین: بایدم خوش مزه بشه هرچیم نباشه کم آدمایی درستش نکردن😌
زدم ب پهلوی جین ک دهنشو ببینده
اونم اخی گفت و منظورمو فهمید بعدم لبخندی زد و گفت
جین: هههه شوخی کردم😁😬
(چند مین بعد)
دیگه وقت اعلام برنده ی مسابقه ی آشپزی بود
همه منتظر بودیم دل تو دلمون نبود حین دیگه داشت غش میکرد 🤦🏼
ج: خوب خوب برنده ی مسابقه ی آشپزی گروهی نیست جززززز گروه ...............................................................................
جینااااااااا
وایییی خدا ما برنده شدیمممممم اخخخ جونننن
همه خوشحال شدن و داشتیم خوشحالی میکردیم خیلی حس خوبی بود درسته مسابقه ی مهمی نبود ولی این ک باهم آشپزی کردیم و لحظات خوبی داشتیم و همه باهم بودیم و آخرش هم انقد خوشحال بودیم منو خوشحال میکرد
ته: اووو خوب خانم کوچولو برنده شدی کهههه
کوک اومد بغلم کرد
کوک: معلومه ک برنده میشه چی فک کردی هرچیم نباشه دوست دختر منههه
ته: یااا قبل از این ک دوست دختر تو بشه خواهر کوچولوی من بوده و هستتتت
یونا: ای خدا باز شروع شددد راستی تهیونگ معنی اسم گروهمون چی بود از کجا اوردینش ته: اسماتونو باهم ترکیب کردیم 😂😂😂. همه باهم زدیم زیر خنده
خلاصه ک گذشت و گذشت تا موقعی ک اردو تموم شد و برگشتم مدرسه ..... (تا پارت بعد بابای)
ادامه یpart 26🤍✨
جین: چته یوناااا
یونا: باید گروهمون اسم داشته باشه چیکار کنیم حالا ما ک اسمی انتخاب نکردیم
جین: جدیییی واییی خدا مرگم بدهههه( خدانکنهههه ععععع) جیغغغ
یونا: حالا چیکار کنیممم
جین: بیا از بچه ها کمک بگیریم
بچه ها ک منتظر بودن ببینن قراره کی برنده بشه تقریباً نزدیک ما وایستاده بودم
یونا: داداشیییی باید گروهمون اسم داشته باشه ولی ما اسم انتخاب نکردیم چیکار کنیم
ته: وایسا الان درستش میکنم رفت پیش بچه ها و دور هم جمع شده بودن حرف میزدن منم داشتم سکته میکردم الان بد ک نوبت ما بشه ک تهیونگ اومد
ته: یونا اسم گروهتون جیناس بگو جینا اوکی
یونا: خوب چرا جینا چی هست اصن معنیش چیه
ته: حالا تو بگو بعد بهت میگم
یونا : اوکییی
نوبت ما شد و اومدن جلوی میز ما وایستادن
ج: خوب خوب ببینین کیا اینجان کیم سوک جین و کیم یونا خوب بچه ها اسم گروهتون ؟؟
جین ب من نگا کرد منم سریع گفتم
یونا: جینا اسم گروهمون جیناس
ج: آها اوکی خب ببینیم چیکار کردین
جین دم گوش یونا
جین: حالا این جینا چی هست اصن از کجات آوردی
یونا: نمیدونم والا بچه ها انتخاب کردن ب منم گفتم بگم فقط وقت نشد بفهمم چه خبره
ج: اومممم بچه ها چقد خوش مزه شده این غذاااا آفرین واقعا عالی بود
یونا: ممنون 😊
جین: بایدم خوش مزه بشه هرچیم نباشه کم آدمایی درستش نکردن😌
زدم ب پهلوی جین ک دهنشو ببینده
اونم اخی گفت و منظورمو فهمید بعدم لبخندی زد و گفت
جین: هههه شوخی کردم😁😬
(چند مین بعد)
دیگه وقت اعلام برنده ی مسابقه ی آشپزی بود
همه منتظر بودیم دل تو دلمون نبود حین دیگه داشت غش میکرد 🤦🏼
ج: خوب خوب برنده ی مسابقه ی آشپزی گروهی نیست جززززز گروه ...............................................................................
جینااااااااا
وایییی خدا ما برنده شدیمممممم اخخخ جونننن
همه خوشحال شدن و داشتیم خوشحالی میکردیم خیلی حس خوبی بود درسته مسابقه ی مهمی نبود ولی این ک باهم آشپزی کردیم و لحظات خوبی داشتیم و همه باهم بودیم و آخرش هم انقد خوشحال بودیم منو خوشحال میکرد
ته: اووو خوب خانم کوچولو برنده شدی کهههه
کوک اومد بغلم کرد
کوک: معلومه ک برنده میشه چی فک کردی هرچیم نباشه دوست دختر منههه
ته: یااا قبل از این ک دوست دختر تو بشه خواهر کوچولوی من بوده و هستتتت
یونا: ای خدا باز شروع شددد راستی تهیونگ معنی اسم گروهمون چی بود از کجا اوردینش ته: اسماتونو باهم ترکیب کردیم 😂😂😂. همه باهم زدیم زیر خنده
خلاصه ک گذشت و گذشت تا موقعی ک اردو تموم شد و برگشتم مدرسه ..... (تا پارت بعد بابای)
- ۴.۲k
- ۳۰ شهریور ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط