مرا دیوانه کن با ناز چشمت

مرا دیوانه کن با ناز چشمت
که دلتنگم برای ساز چشمت
چه سازم من زجای خالی تو
کبوتر رفته با پرواز چشمت
پر از حسرت شد آخر روزگارم
مرا جان بخش با اعجاز چشمت
چه کردی با دل غمدیده ی من
کسی را پی نبرد از راز چشمت
دیدگاه ها (۱۱)

بی‌تو شاید: باز "چشمی" تَر کنمیا؛ کـه شـعرِ "مولوی" از بَـر ...

گاهی فراموش میکنم عاشقی رالذت دیدار یار و زندگی رابودن در پی...

دیدم خموش وسردی با خود مگرچه کردی؟رفتی به شهر شبها هر شب به ...

خیالم می برد دل را به دنیایی که خوشرنگ است همان جایی که در د...

«برای رزالین» تاریکی اتاق انگار نور امیدش را ربوده بود. خسته...

#چندپارتی #چندپارتی_درخواستی #Jeon_rina #jeon_victor #PART_1...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط