خوردم دل خود را همچو حافظ

خوردم دل خود را همچو حافظ
جامه می تو ز دست ریزد
این همه ناز و نزاکت
از کی آموخته ای
بر دل ام شرر انداخته ای
به زمین چرا چشم دوخته ای
جان من بالا ببین🍃🕊️
دیدگاه ها (۰)

بشنو همچون غریبانه این نظر و نیازمای ای غذا شد نماز ات🍃🕊️دم ...

ظارو خونین جیگرو دیده ای ترداغ عشق تورا من می برم در محشر🦅تا...

من که به دست و پاش افتادمچو ظاری گفتم شایدا دست گیردیار قلب ...

زبان بازیت یکطرف تورا خدا می زندزنده باشید رفیق ها کم کم همر...

ای دل و جان عاشقان شیفتهٔ جمال توهوش و روان بی‌دلان سوختهٔ ج...

ای اثرهای خرامت چشم حیران درکمینهرکجا پا می‌نهی آیینه می‌بوس...

سلام‌امام‌زمانمای یار سفر کرده اگر که ز تو دوریمحس می‌کنم ان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط