این روزها بهانه ای برای نفس کشیدن در من نمانده است...

این روزها بهانه ای برای نفس کشیدن در من نمانده است...
وجودم را نگاه های بی رحم زخم کرده است..
دیگر نه نوازش برف و نه آواز دلنشین باران برایم مهم نیست...
قلبم دستانی را میخواهد که مثل آفتاب گرم باشد...
دستانی که بوی صداقت را بدهد...
اما نمیدانم چرا این روزها دروغ بسیار خوش رنگ تر از صداقت شده است...
وقتی که سفیدیِ ابر را در آغوش این آسمان سیاه میبینم متوجه میشوم که بد بودن خیلی بهتر از خوب بودن است...!
دیدگاه ها (۱۲)

قضاوتت میکنن ...اونایی که قاضی نیستن !!!حکم میدن؛اونایی که ح...

چرا آخه پستامو حذف میکنین؟؟ممنونم از دوستانیکه گزارش میدن!!ح...

ماهی عاشق دریا شده بود.دریا گفت : می توانی از تُنگ دل بکنی ....

❤❤❤آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوستهر کجا هـست ، خدایـا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط