ماه می تابد، من اما مست مهتاب تنت!

ماه می تابد، من اما مست مهتاب تنت!
شاید امشب بازمانده دکمه ی پیراهنت!!

در تب دیدار می سوزم به زیر نور ماه
آفتاب من! کجا دارم توان دیدنت؟

می رسم از راه و در وا می کنی با احتیاط
از کفم دل می برد لحن بفرما گفتنت

همصدا با من گلوی کوچه می گوید سلام
جای پاسخ می شوم دلواپس در بستنت

تشنه و بی تاب و گرم و ناشکیبا دست من
مثل پیچک نرم‌، می پیچد بدور گردنت

آبشاری می شود جاری به روی شانه ام
شعله ها سر میکشد با آتش بوسیدنت

بی خبر از خود شناور می شوم در بوی گل
بس که گل می چینم از ماچین چین دامنت!

رفیع طاهری
دیدگاه ها (۱۲)

حقایقی از یک انجمن شعر،(( دست ها برای چه به صدا در می آیند؟ ...

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

اهنگ پاییزی....

به به عجب تیایی😍😍 @m5555s

سلام عزیزای دل لطفا لایک کامنت بازنشر فراموش نشه با تشکر ✈️❀...

لایک بازنشر فراموش نشه با تشکر ✈️❀‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌...

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

،روایتِ دلی‌ست که عشق را در بودنِ یک نفر پیدا کرده؛ کسی که ...

هزار سال هم بگذردنگاهت،غافلگیرم می کند...تو در هر لحظه...هزا...

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط