پارت ۳

پارت ۳
لباسای منو در آورد لباسای خودشم در آورد گفت :بیا روی پاهم بشن
یونا :نه نمیام (چرا نمیای 😅)
تهیونگ :من آدمت میکنم تورو
یونا. منو براید بغل کرد و روی پاهاش گذاشت شدوع کردن مارک کردن گردم
دستمو گذاشت رو شلوارش و گفت
تهیونگ .درش بیار
یونا .نه اههه ولم کنم
تهینگ .ببند دهنتو
یونا.تهیونگ منم یونا
گفت .یونا برای من مرد تو از الان بخ بعد برده جنسی من هستی زود باش درش بیار* داد زد *
یونا ویو
دیدگاه ها (۳)

پارت ۵تهیونگ رقت وسایل رو از پشت در اتاق برداشت و روی میز چی...

پارت ۶ گفت خوب گوش کن قانونا حق پوشیدن لباس زیر یا هیچ لباسی...

پارت ۲یونا ویو امروز رفته بودم برای این سوهوی عوضی مواد ببرم...

من همان عشق اربابم هستم پارت ۱ سلام من یونا هستم ۲۳ سالمه دو...

☆پسر بد☆☆_bad boy_☆Part: 25ویو یونا. چشمامو باز کردم. باز یه...

خانواده ی جئون

☆پسر بد☆☆_bad boy_☆Part: 20روی تخت نشستم. همش فکرم میرفت پیش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط