ز روی زرد و دل درد و سوز سینه مپرس

ز رویِ زرد و دلِ درد و سوزِ سینه مپرس
که آن به شرح نگنجد، بیا به چشم ببین

#مولانا
دیدگاه ها (۵)

به زور چهره خود را شکفته می‌دارمچو پسته‌ای که کُند زخمِ سنگ ...

از برای کشتن من کم نبود اسبابِ قتلحال بیمار من از اغیار پرسی...

مانند کمان زاَهل جهان گوشه گرفتممِن بعد به زورِ تو مگر سوی ت...

آرام آرام شروع میشود...نمیدانم از کجاست...شاید از انگشتان پا...

سرگردانی

امشب به قصه دل من گوش می‌کنیفردا مرا چو قصه فراموش می‌کنی......

قطره قطره اشکهایم میچکد بر دفترم ...یاد باداا .. ان نگار وُ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط