از زلزله ای به حجم ویرانی من

از زلزله ای به حجم ویرانی من
اینک منم و تب پریشانی من

ای بغضِ گلوگیرِ دلِ ابرآلود !
برگرد به چشم های بارانی من
دیدگاه ها (۲)

تو ذهن کوچه های آشناییپر شده از پاییز تن طلاییتو نیستی و وجو...

‏ایستادگی کن تا روشن بمانیشمع های افتاده خاموش می شوند!

ظهر،یعنیغزلی،رنگ پریشانے عشق‌‌فرصتے ناب،پراز بوسه پنهانے عشق...

🌱🍒دلم گرفته برایت... مگر نمی دانی !چرا برای‌ دلم یک غزل نمی‌...

بخوان ترانه ی یاران که حالِ دل فانی ستکه سهمِ اهلِ وفا ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط