Chapter 2

Chapter 2
Lucky-bloody#
پارت ۲۲

+خب تبریک میگم تو انتخاب شدی
اینگوک پوزخند میزنه و به تماشا کردن ادامه میده
شلاق رو نگاه میکنی و برای بار اول محکم میزنی کنار گوشش تا بهش نخوره، میخندی
+ترسیدی مگه نه؟
و چند تا ضربه خیلی محکم بهش میزنی که جاش خیلی بیشتر از بقیه موند
چند لحظه وایسادی و خیره شدی بهش،خودتم نمیدونستی چرا اینکارو میکنی چون تو همیشه مخالف خشونت بودی،شاید چون آدم بده بودن
از فکر میای بیرون و با لبخند روتو میکنی سمت کوک و اینگوک
+میشه یچیز دیگرم امتحان کنم؟
~مثلا چی؟
نگاه میکنی به میز و یه قاشق روش میبینی،برش میداری و نگاش میکنی
+این چیه؟
~با این چشارو در میارن
چشات گرد میشه
+واقعا؟پس نباید ازین استفاده کنم
میزاریش سر جاش و به بقیه وسایل نگاه میکنی ولی چیزی نظرتو جلب نمیکنه،به کوک نگاه میکنی و به چیزی که تو دستشه اشاره میکنی
+اون
اینگوک نگاه میکنه به کوک
~بهش بده
-مطمئنی؟
~اتفاقی نمیفته بده بهش من حواسم هست
کوک میاد نزدیک و بهت میدتش و توم میگیریش تو دستت و میری سمت اون پنج نفر
+خب...این دفعه برا همتون هست
میری نزدیکشون و دوتا سیم چینی میزنی به هم و باعث ایجاد برق میشی و همین باعث شد از شدت ترس پاهاشون شل بشه
جدی نگاشون میکنی
+درست وایسین
ولی هنوز داشتن میلرزیدن و توم چون به حرفت گوش ندادن به زانوی همشون برق وارد کردی
اینگوک خندید و به کوک نگاه کرد
~خوب بلده نقطه ضعفای آدم کجاست
روتو میکنی سمت اونا
+معلومه،من یمدت دفاع شخصی کار می‌کردم برای همین نقطه ضعفارو بلدم
روتو میکنی سمت اون پنج نفر
+مثلا اگه با دو تا انگشت اینجای گردنشو لمس کنی تا پنج دقیقه بیهوش میشه
و با همون کار بیهوشش میکنی و روتو میکنی سمت اینگوک با همون لبخند نگاش میکنی
+دیدی؟تازه هنوز تموم نشده،اگه ارنجشونو با انگشت شست و اشاره بگیریم یه ضعف خیلی شدید ایجاد میکنه تا مدت یک دقیقه یا حتی بیشتر ولی بعدش خوب میشه
روتو میکنی سمت یکی دیگشون و میخ رو از رو دستش میکشی بیرون و همون‌کارو با آرنجش میکنی که یه داد خیلی بلند میکشه و توم بخاطر جامپ اسکیرت میری عقب
+میدونستم درد داره ولی نه اینقد
میری جلوی صورتش و داد میزنی
+داد نزن،کر شدم
شلاق برمیداری و با تمام قدرتت میزنیش و در حین زدنش باهاش حرفش میزنی
+حال میده اره؟ میخواستی منو کالبد شکافی کنی فک کردی به همین سادگیاست؟ اره؟ بخور
نگاه میکنی به بقیشون که دارن نگات میکنن...
🍃🗿
دیدگاه ها (۰)

Chapter 2Lucky-bloody#پارت ۲۳نگاه میکنی به بقیشون که دارن نگ...

نظرتون درمورد وانشات جیمین...؟ #جیمین#وانشات_جیمین

Chapter 2Lucky-bloody#پارت ۲۱~چون تو دختری+چه ربطی داره~موقع...

Chapter 2Lucky-bloody#پارت ۲۰و ناخودآگاه عربده میکشی و شروع ...

ری اکشن پسرای اسلیترین part۲

my exp.40e.2ا.ت حس کرد یه چیزی تو وجودش شکست.  اون همه نفرت،...

شاگرد لوس منپارت 1روز انتخاب معلم فرا رسیده بود که کوک به یک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط