من که عمری است

من که عمری است
گرفتارِ رهایی شده ام
قفسِ تنگِ دلت
لانه ی من بود ای کاش
دیدگاه ها (۱)

دستم را بگیر که بر زمین افتاده را طعنه کجا یاری کند

کاش می‌شددلتنگی رامثلِ ابر،به شانه‌ی کوه‌ها سپرد...اما دلتنگ...

مگذار که دور از رخت ای یار بمیرمیک ره بگذر بر من و بگذار بمی...

وقت است که از چهره ی خود پرده گشایی«تا با تو بگویم غم شب های...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط