من هستم و دوباره دلی بی قرار تو

من هستم و دوباره دلی بی قرار تو
این کوچه های خسته ی چشم انتظار تو
منظومه ی بلند غزل های ناز من!
خورشید هم ستاره شود در مدار تو
زیبا ترین تغزل بارانی منی
می بالد عاشقانه غزل در بهار تو
عطری نجیب می وزد از واژه های من
هرگز نبوده این همه شعرم دچار تو
بخشیدم عاشقانه دلم را به چشمهات
باشد که بی بهانه شود در کنار تو
جایی که عشق نیز دچار تو می شود
از من عجیب نیست شوم بی قرار تو
دیدگاه ها (۲)

دوباره می سرایمت تو را که شاعرانه ای بهانه می کند دلم تو را ...

تو مثل حادثه ی عشق ناگهان و زیبایی شبیه صبح گل سرخ دلفریب و ...

من فكر مي كنم هرگز نبوده قلب من اين گونه گرم و سرخ: احساس م...

تمام زمین درقلمرو زمستان است... سوز سرما به بند کشیده است دل...

سادیسم دارم...😈بخونین و حرص بخورین😈*****پارت ۱۵: بیداری در س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط