با تو هستم سهراب!

با تو هستم سهراب! تو که گفتی" گل شبدر چه کم از
لاله ی قرمز دارد"؟ راست میگویی تو، چه تفاوت
دارد
قفس تنگ دلم، خالی از کس
باشد؛ یا به قول تو پراز
ناکس و کرکس باشد؟!!!!
من نه تنها چشمم، واژه را
هم شستم...
فکر را...
خاطره را...
خواب یک پنجره را...
زیر باران بردم...
چترها را بستم...
من به این مردم شهر پیوستم...
من نوشتم همه ی حرف دلم...
آرزو کردم و گفتم که
هوا عشق زمین
مال من است...
ولی افسوس "نشد"...!
زیر باران من نه عاشق دیدم...
نه که حتی یک دوست!!!
زیر باران من فقط خیس
شدم!!!؟
باز هم می گویی" چشمها را باید
شست؟!
جور دیگر باید دید؟!!!!®®®
دیدگاه ها (۲)

shab bekheyr:'(

سلاااام.فردا بالاخره تموم میشه!هم خوش حالم هم پر از استرس:-(...

<3

:-(faghat kami!

#باران 🦋🫰🏼«بابای مهربانم… نمی‌دانم این نامه را کجا باید پست ...

هم اتاقی قدیمی -پارت-۳۴

ضعف ممنوعه  Forbidden Weaknessp.9  (روایت از زبان ا.ت)---ظهر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط