از خانه بُرون رفتم

از خانه بُرون رفتم
مَستیم به پیش آمد
در هر نَظَرش مُضْمَر
صد گُلْشَن و کاشانه

چون کَشتیِ بی‌لَنْگَر
کَژْ می‌شُد و مَژْ می‌شُد
وَزْ حَسرتِ او مُرده
صد عاقل و فَرزانه
مولانا
دیدگاه ها (۱)

کبوتر طوقی

✦ اولین گناه ✦فصل هفدهم: جایی که هیچ‌کس نمی‌آید---مهمان‌خانه...

✦ اولین گناه ✦فصل دوم: مردی که در سایه ایستاده بوداز وقتی به...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش دوم_ ریچل_به خانه که برگشتم ویل رفته بود.آ...

P : 28

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط