ارباب من

ارباب من


Part11






لیا:از خاب بیدار شدم چاعان پیشم نبود بلند شدم کمی درد داشتم به سمت حموم رفت دوش نیم ساعته گرفتم حولمو پوشیدم به طرف کمد رفتم کمد رو باز کرد با چیزی که دیدم چشمام برق زد این همه لباس های خشگل یعنی همشون برای منه یک لباس کوتاه انتخاب کردم و پوشیدم به سمت آینه رفتم این لباس خیلی بهم میومد یک خط چشم و روژ گونه و روژ لب زدم و عطر خوشبمو زدم دستی دورم حلقه شد


چاعان:نزدیک گوشش لب زدم چه خشگل شدی خانم خشگل من سرمو به گ///دنش فرو کردم و بو//سه ای زدم


لیا:قلقلکم امد خنده ای کردم بوسه ای رو لپش زدم لب زدم ارباب چاعان نگاهی به اطراف کردم چاعان ندیدم دستمو زدم رو سرم ای احمق خاک تو سرت نکنه من عاشق ارباب شدم نه بابا دیگه چی رفت پایین سلامی کردم همه جوابمو دادم نشستم همه شروع کردن به صبحونه خوردن بعد تمام شدن صبحونه رفتیم روی مبل نشستیم


چاعان:چه خشگل شدی لیا برای کی این همه خشگل کردی


لیا:برای شوهرم خشگل شدم


چاعان:اووو شوهرت لبخندی زدم


لیا:خاک تو سرت لیا چی گفتی به توانا و آلیسا نگاه کردم که داشتن پچ پچ می کردم ارباب چاعان


چاعان:جانم

لیا:مادرتون یعنی خانم بزرگ کجاست


چاعان:چند روز نیستش

لیا:اها
دیدگاه ها (۰)

ارباب منPart12لیا:صدایی از پشت سرم امد که برگشتم که با دیدنش...

ارباب منPart13چاعان:گشنته فرشته ی من?لیا:خیلیییچاعان:بهشون م...

ارباب منPart8لیا:بریم پایینچاعان:ابرویی بالا انداختم مشتاقی...

ارباب منPart10لیا:سرمو توی گ///ردنش فرو کردم گاز ریزی گرفتم...

ارباب منPart21چاعان:سراغ لب//ش رفتم بوسی/دم که یهو تقه ای ب...

ارباب منPart7توانا: پوزخنده ای زدم لب زدم یک نقشه دارم برای ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط