کوک ویو: باور م نمیشه یادمه من وقتی به هش تجاوز شد...قلبم

کوک ویو: باور م نمیشه یادمه من وقتی به هش تجاوز شد...قلبم شکست...حس کردم دنیا رو سرم آوار شد ولی اون الان مال منه

سوآویو:هنوزم زیاد ازش خوشم نیومده بود ولی،...باید اعتراف کنمکه هم متنظر چنین چیزی از پدر خوانده بودم

کوک:هومففف
سوآ:اا....کوک...لطفا..بس کن
کوک:امممم.....فعلا نه

۵ اینچ بعد

صدایه در
سوآ:بلههه
کوک:نه نه ساکت باش
سوآ ویو:وقتی به صدا یه در واکنش نشون دادم کوک منو محکم گرفت و دستشو گذاشت رو دهنم
کوک: خی من یه چیزی رو بت نگفتم....پدر خوانده یه مرد و زنو فرستاده تا بدنمون رو چک کنه که ..یه وقت مثلا تو با کره نباشی ...آروم باش

سوآ پچ پچ:چیی...چرا خب مگه احد بوقه؟
دیدگاه ها (۰)

کوک:من می رم درو باز کنم پس نگران نباش....فو قش اینه که انگش...

کوک ویو: خیلی راحت سوآ زد تو برجکم*یعنی ضایعم کردم*سوآ:حالا ...

ه.س:نه امرا تازه من خدم قراره پوله لباس .خونه.و وسایل جانبی ...

کوک ویو:لایه در باز شد سینه هایه سفیدش معلوم شد شت....نه..ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط