به لُقمـان گفتنـد :

به لُقمـان گفتنـد :
ادب از که آموختـی . . . ؟
.
.
.
.
.
.
فکری کرد وُ گفـت:
بر سر ِ تخت ِ سُلیمـان نبی حـک کردنـد ؛
مُقتـدای ِ همه ی با ادبـان [عباس ع] اسـت . . .

همیشه که نبایدجک باشه...
دیدگاه ها (۱)

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش اول)

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش پایانی)

حضرت ابوالفضل العباس(ع)، مظهر وفاداری است؛وفایی که با هیچ سخ...

از خدا کم نخواه.سلیمان نبی اسطوره ی ثروت و قدرت در جهان است ...

برادریِ حضرت ابوالفضل العباس(ع)، تنها یک نسبت خانوادگی نبود؛...

یک مکث کوتاه یک سوال بزرگ

خسف | قصه بیست و هفتم: امام باقر (ع) (بخش پایانی)

حجت‌الاسلام والمسلمین رفیعی: تعصب و لجاجت می‌تواند مانع پذیرش حق شود

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط