خدایا

خدایا
دیشب خواستم بابت هر گناهی که کرده ام شمعی روشن کنم...
سوختنش را ببینم و جهنم را یادآور شوم...
اما گناهانم آنقدر زیاد بود، که ترسیدم دنیا را به آتش بکشم!
خدایا...!!!
بابت هر شبی که بی شکر سر بر بالین گذاشتم
بابت هر صبحی که بی سلام تو آغاز کردم
بابت لحظات شادی که به یادت نبودم
بابت هر دلی که شکستم
بابت هر گره که به دست تو باز شد و و من به شانس نسبت دادم
بابت هر گره که به دستم کور شد وتو را مقصر دانستم:
مرا ببخش...

خـدایا :
منم منم هایم را نبیـن ....
خودت خوب می دانی

"من بی تو هیچـــم
دیدگاه ها (۳)

خوش به حال مدافعان حرمپر کشیدند از میان حرمبین سجده میان سرخ...

سلام آقای خوبی هااز : دست به قلم های منتظران ظهورتقدیمی به :...

بسم الله الرحمن الرحیم گاهی خدا ...با دستِ تو...دستِ دیگ...

اعجاز قمرمرثیه مرثیه در شور و تلاطم گفتندهمه ارباب مقاتل به ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط