خدایا...!!!

خدایا...!!!
دستانم را زدم زیر چانه ام...
مات و مبهوت نگاهت میکنم...
طلبکار نیستم...!
فقط مشتاقم بدانم ته قصه چه میکنی بامن...؟
دیدگاه ها (۱)

پارت یک یون: قربان اون جنگلی که میگین اصلا امنیت داره نامجون...

ستاره ی من (پارت۶) (فالو:فالو)

★彡   Part 31 彡★ وقت اجرای پلن B بود.اونقدر جیغ میکشم تا کسی ...

𝓹𝓪𝓻𝓽۴۸ات: ببین یا قبول میکنی به من کمک کنی یا سرنوشت عین باد...

تکپارتی تهیونگ(مخصوص سیسیمه) وقتی یک‌روز کاملشو در اختیار ت...

Otagh baghli Part 45 قضیه ی صبح رو براش تعریف کردم و گفتم که...

KIM V

خنده ی ممنوعه.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط