به سلامتی پسری که شب عروسی عشقش مست رفت جلو تالار نشست ام

به سلامتی پسری که شب عروسی عشقش مست رفت جلو تالار نشست اما عروسی رو بهم نزد
صبرکرد تا عروس بیاد بیرون...عروس اومد...همه بهش هدیه میدادن...پسرهم رفت جلو و هدیه شو داد..عروس گفت:این چیه؟ پسر گفت این همون قرآنیه که بهش قسم خوردی مال من بشی
دیدگاه ها (۱)

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝓬𝓮’𝓼 𝓒𝓱𝓸𝓲𝓬𝓮Part 17روز عروسی بالاخره رسید.از صبح، خان...

سناریو جونگکوک

شاهزاده دوست داشتنی من

جادویی به نام عشق

#تاج_و_طوفانپارت ۱۹۴: بخشی از آزمونجونگ‌کوک همین‌جوری که داش...

『روانی عاشق』𝑷𝒂𝒓𝒕_𝟒𝟗جیمین دستشو بین موهای میا گذاشت و صورت می...

Kazutora

پارت 4ادیتور نازم @karlykarlyیکی از کارکنان به سمت اون رفت ت...

پسر بد (64)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط