خواستم هر چیزی را که بوی تو میداد بسوزانم ولی افسوس جانم

خواستم هر چیزی را که بوی تو میداد بسوزانم ولی افسوس جانم آتش گرفته …
دیدگاه ها (۱)

دیوانه ات میکنند مسئله هایی که در ذهنت به جای اینکه حل شده ب...

در زندگی گفتن دو چیز بسیار سخت است : اولین سلام و آخرین خداح...

اینکه می گویند راه باز است و جاده دراز یعنی راه رفتن باز است...

چه گره ی کوری به زندگیَت انداخته ام که فقط “من” باید از سرت ...

روی یه دیوار نوشتا بود خواستم ک هرچه بوی تنت میداد بسوزانم ت...

هروقت میومد پیشم بوی قهوه میدادبعدها فهمیدم اصلا قهوه دوست ن...

@d.i.y.a.n

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط