نام : اواره ، شهرت : سرگردان ، جرم : به دنیا آمدن ، محکوم

نام : اواره ، شهرت : سرگردان ، جرم : به دنیا آمدن ، محکومیت : زندگی کردن ، نام مادر : فرشته غم ، نام پدر: کوه رنج ، شغل : گدای محبت ، خوراک : اشک ، بیماری : عاشقی ، شماره شناسنامه :() ، کشور : غربت ،عشقم : ....
مشکلم : تنهایی ، یادم : بی کسی ، دلم : خون ، شهر و محل سکونت : شهر مکافات ، ادرس : شهر مکافات ، چهار راه تنهایی ،کوچه غربت ،پلاک حسرت ،کلبه درویشان .
دیدگاه ها (۸)

دلم گرفته از ادمایی که میگن دوست دارم، اما معنی شو نمی دونن....

کسی دیگر نمی کوبد در این خانه متروک و ویران راکسی دیگر نمی گ...

به من مجوز چاپ نمی دهندمیگویند داستانی که نوشته ای قابل باور...

ببینمت...گونه هایت خیس است...باز با این رفیق نابابت...نامش چ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط