مادر جان فاطمه جان ...

مادر جان فاطمه جان ...
تو خودت می دیدی .... هنگامی که یک کودک بودم و چادرت را بر سر می کردم چ زنان و مردانی که به من نگاه می کردند و پوزخند می زدند .... ان ها نمی دانستند من خودم برای چادر مادرم جانم را فدا می کنم ن بخاطر اجبار پدر و مادرم ....
مادر جان من نیز از تو می خواهم تا کمکم کنی چادرت را تا قیامت بر سر نگاه دارم ....
دیدگاه ها (۶)

از دو عالم دردت ای #دلدار بس باشد مراکافر عشقم اگر غیر #تو ک...

فک می کنید چرا ایران داره کشیده میشه سمت بی حجابی؟چون غیرت م...

#باران 🦋🫰🏼«بابای مهربانم… نمی‌دانم این نامه را کجا باید پست ...

Borrowed Life PART:2همه خشکشون زد.^ لینا... درسته قبلاً به...

🖤🥀 سکوت𓆩 پــارت چهل‌وهفتم 𓆪 🖤🥀همه به تصویر خیره شده بودند.اس...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش سوم_ بلند می‌شود و دستم را می‌گیرد دمپایی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط