در عزای افتخار شعر تر باید گریست

در عزای افتخار شعر تر باید گریست

همچو باران در غم صاحب نظر باید گریست

شهریارا همدمت بار سفر بربست و رفت

همچو شمعی از سر شب تا سحر باید گریست

 


مشفقا ای ساربان کاروان شعر ما

کودکانه در فراقت ای پدرباید گریست

گلشن اشعار زیبا خالی از ابیات شد

همچو نی در نای خود از این خبر باید گریست

ما به شرط امتحانیم زنده در ذهن زمان

بر شتاب عمر در حال گذر باید گریست

در قبال زندگانی مردن است تضمین ما

پای این اسناد سخت و معتبر باید گریست

گر دمی در خود شکفتی بعد از آن پژمردگی است

بشنو از من قصه این مختصر:باید گریست

ما همه چون کاروانیم ای خدابخش در جهان

کاروانی مانده در راه سفر. باید گریست
دیدگاه ها (۱)

دلم گرفته ،از این ساده تر چه باید گفت ؟!کنار پنجره با چشم تر...

دلم گرفته از این ساده تر چه باید گفت ؟!کنار پنجره با چشم تر ...

این پست رو تقدیم میکنم به مرینا عزیز #شیعه یعنی دعبل چشم انت...

شعیه یعنی دعبل چشم انتظار «بشنو از نی چون حکایت می کند» شیعه...

کیومرث عباسی قصری

ماشاالله صفاری

مهدی شریفی شادفر شاعر سنقری

آقای قالیباف حیف سردار که رفیقت بود کاشکی مثل سردار بودی ولی...

«منشورِ اعظمِ دکترینِ حَد: استنطاقِ آنتولوژیکِ ساختار و اِعا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط