امروز صبح کنار خیابون وایساده بودم

امروز صبح کنار خیابون وایساده بودم
یه دختره اومد با جنسیس جلوی پام ترمز زد گفت ببخشید میخوام برم زعفرانیه
منم گفتم کار خوبی میکنی... جای خیلی خوبیه...
برو به امید خدا:)
دیگه از خنده نمیتونست حرکت کنه:))))
دیدگاه ها (۸)

یارور میخادخونه بخره پول نداره ازش میپرسن توکه پول نداری چطو...

بیخیال است، خیلی بیخیال!! همان کسی که تمام خیال من است . .

ﺩﺧﺘﺮ : ﻋﺰﯾﺰﻡ ، ﺍﯾﻦ ﻣﺎﻧﺘﻮ ﮐﻪ ﭘﻮﺷﯿﺪﻡ ﺑﻬﻢ ﻣﯿﺎﺩ؟ ﭘﺴﺮ : ﻋﺰﯾــــــ...

ﺩﺧﺘﺮ : ﻋﺰﯾﺰﻡ ، ﺍﯾﻦ ﻣﺎﻧﺘﻮ ﮐﻪ ﭘﻮﺷﯿﺪﻡ ﺑﻬﻢ ﻣﯿﺎﺩ؟ ﭘﺴﺮ : ﻋﺰﯾــــــ...

رمان عشق مافیا پارت 5از زبان ا/تافتادم روش چشمام درشت کردم و...

#اونـ_مالـ_منهـᏢᎪᏒᏆ23 ته:دوست دارمکوک:ته میدونم ولی گفتم منم...

#خورشیدوماه🌙☀️part=17جانا: ایرانا تو برو سرویس من همینجا وای...

نقطه شروع کنسرت p,14(ویو هنا)+: خیلی خب باشه ولی نباید یکم ز...

shede and shineپارت 10رفتیم داخل عمارت........عمو هان هم بود...

پارت ۵تهیونگ بود.خدارو شکر توی دلم حرف میزدم یانه لو میرفتم....

پارت نهیونگی: لونا لونا( با داد ) یونگی لونا رو برد بیمارستا...

#اونـ_مالـ_منهـ Part4ته. همین که گفتمکوک:باشه ار تهیونگته:ام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط