دکتر شفاعتم کرد،نگاه به ساعتم کرد

دکتر شفاعتم کرد،نگاه به ساعتم کرد
اون عاقاهه بلنده،داره به من میخنده

پ.ن1:دیوانم خو
پ.ن2:اسکی رونده-یابو است
دیدگاه ها (۱)

ﻣﻦ ﺗﺎ ﺷﺶ ﺳﺎﻟﮕﯽ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻡ ﺍﺳﻤﻢ «تخم جن دست نزنه»…!ﺗﺎﺯﻩ ﯾﻪ د...

شاید خوابای خوبی نبینم ولی میتونم ستاره هامو بچینم D:خوابای ...

مهم نیس چه زندگی مزخرفی دارممهم نیس چقد ناراحتممهم نیس کسی د...

آهنگ صادق و the wayشاخ به شاخhttp://bayanbox.ir/download/414...

Which one part 2اهمیتی ندادم و دوباره نگاهم رو به پدر بزرگ د...

پارت ۹که یهو تهیونگ بدو بدو به سمته اتاقی که ات توش بود رفت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط